طناب خیالی

 

 

 

950

 

 

 

 

 

 

از زلزله و عشق خبر کس ندهد ،

 


آن لحظه خبر شوی که ویران شده ای ...

 

استاد  محمدرضا شفیعی کدکنی

 

 

 

 

طناب خیالی

 


کودکی از مسئول سیرکی پرسید:

 


چرا فیل به این بزرگی را با طنابی به این کوچکی و ضعیفی بسته اید؟

 

فیل میتواند با یک حرکت به راحتی خودش را آزاد کند و خیلی خطرناک است!


صاحب فیل گفت:


این فیل چنین کاری نمیتواند بکند.

 

چون این فیل با این طناب ضعیف بسته نشده است.


آن با یک تصور خیلی قوی در ذهنش بسته شده است.


کودک پرسید چطور چنین چیزی امکان دارد؟

 

صاحب فیل گفت: وقتی که این فیل بچه بود مدتی آن را

 

با یک طناب بسیار محکم بستم. ،

 

و از آن موقع دیگر تلاشی برای آزادی نکرده است. 

 
فیل به این باور رسیده است که نمیتواند این کار را بکند!


هر کدام از ما، با نوعی فکر بسته شده ایم

که مانع حرکت ما به سوی پیروزی است.

( شاید حرکتی لازم است )

 

 

 

 

 

خدا یا

 

 

سرنوشت مرا خیر بنویس

 

تقدیری مبارک

 

تا هر چه را که تو دیر می خواهی زود نخواهم

 

و هر چه را که تو زود می خواهی دیر نخواهم .

 

 

 

 

 

خدا یا

 

 

به درگاه تو دعا می کنم،

 

که در قلب منی،

 

در عبور از دنیــــــــــــــای رنــــــــــــــج،

 

راهــــــــــنمایم باش،

 

قلبم را به سوی تو می گیرم،

 

پس مرا به سوی خویشتن بخوان،

 

و راه لطف و رحمتت را نشانم ده،

 

 

ای مرغ سحرعشق زپروانه آموز
که آن سوخته را جان شدوآواز نیامد

 

ای رازدارپرده پوش!

 

 

سردرخویش فروبردن،گریستن درباد

 

و رو به قبله عاشقی ایستادن رابه من آموخته ای.

 

حالا هم صبر یک پروانه را ،

 

در رهایی از پیله دلتنگی به من بیاموز!

 

تهور یک پرستوی بی آشیان را  در من  برویان!

 

 

ای مرغ سحرعشق زپروانه آموز
که آن سوخته را جان شدوآواز نیامد

 

خدا یا

 

 

به همه شب های پرستاره بدهکارم.

 

به آینه های با مرام مدیونم.

 

از روی همه گل های باغچه شرمگینم.

 

تنها برای یک لحظه دست

 

باکرامتت را بر دل نا آرامم بکش!

 

از اینکه پرنده مهربانی ات همیشه

 

بالای سرم میچرخداز تو ممنونم.

 

 

ای مرغ سحرعشق زپروانه آموز
که آن سوخته را جان شدوآواز نیامد     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لحظه هايتان لبريز از معنويت 

 

و

 

 روزگارتان پر از اقاقی و عسل .

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط علی کشکولی در بیست و پنجم مهر 1393 ساعت موضوع | لینک ثابت